سيد محمد باقر شفتي

431

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

و رأسه « 1 » . صفر به معنى خالى است . بدان كه آنچه از صاحب قاموس ظاهر مىشود آن است كه اين لفظ به ضم صاد و فتح و كسر هر سه جايز است ، و اين حديث در فصل اول از باب عاشر مكارم الاخلاق نيز مذكور است ، مشخص است حديث به عنوان عموم شامل أحوال صلاة نيز هست ، عموم اين أحاديث اگر چه به سبب فرائض مختص است به حديث معتبر مذكور لكن نسبت به نوافل مؤيد آن است . مخفى نماند آنچه مذكور شد معنى ظاهر حديث بود لكن مهم در اين مقام اين است در اين حالت كه اذل حالات است كه مثل گدا دست را در مقام سؤال بلند نموده ملتفت اين شود كه اين ذلت در خدمت كيست ؟ و سعى نمايد مبادا سؤال به نحوى نمايد كه موجب طرد از ساحت اجابت عظمت حضرت مسؤول شود ، و در مقام سؤال نوعى ننمايد كه نعوذ باللَّه تعالى جناب مسؤول با او معمول دارد ، عمل اعراض از سائل را متذكر شدت احتياج و افتقار خود شود ، و غايت غنا و عظمت مسؤول و معبود را در نظر آورده ، مقتضاى شدت حاجت خود و كمال غنا و عظمت مسؤول نمايد . در محاسن برقى در باب احتياط در دين از كاشف اسرار و دقايق جناب امام جعفر صادق عليه السّلام حديثى مروى است كه آن حضرت از والد بزرگوار خود و آن سرور از مقنن قواعد تضرع و ابتهال و مؤسس بناى محكم الاساس مناجات جناب سجاد صلوات اللَّه عليه روايت فرموده كه جناب موسى بن عمران عليه السّلام مرور كردند به مردى در حالتى كه آن مرد دست خود را بلند نموده بود به جانب آسمان اظهار حاجت و مسألت خود مىنمودند به درگاه عظمت اقتدار خلاق جهان آفرين جل

--> « 1 » اصول كافى ج 2 / 471 .